der Ariadnefaden

Aussprache: /aˈʁi̯aːdnəˌfaːdn̩/
Worttrennung: Ari·ad·ne·fa·den
اسم

نخ آریادنه (راهنما)

Bedeutungen

1

در اساطیر یونان، نخی که آریادنه به تزیوس داد تا راه خروج از لابیرنت را پیدا کند. به طور استعاری، راهنما، وسیله یا راهکاری برای خروج از یک وضعیت دشوار یا پیچیده.

  • Das Buch bietet einen Ariadnefaden durch die verwirrende Welt der Quantenphysik.این کتاب راهنمایی (نخ آریادنه) در دنیای گیج‌کننده فیزیک کوانتوم ارائه می‌دهد.
  • Die klare Struktur des Vortrags diente als Ariadnefaden für das Publikum.ساختار واضح سخنرانی به عنوان راهنما (نخ آریادنه) برای مخاطبان عمل کرد.
  • Ohne den Ariadnefaden der Anweisungen hätte ich mich in diesem Projekt verirrt.بدون راهنمایی (نخ آریادنه) دستورالعمل‌ها، من در این پروژه گم می‌شدم.