So lange ''Arme'' hat sie nicht.
او بازوهای به این بلندی ندارد.
Irgendwann fällt mir noch der ''Arm'' ab.
بالاخره یک روز بازویم از کار میافتد (از خستگی میافتد).
„Zwei Wächter hielten den zum Gelage angereisten Fürsten an den ''Armen'' fest.“
«دو نگهبان شاهزادهای را که برای مهمانی آمده بود، از بازوها محکم نگه داشته بودند.»