die Arrondierung

Aussprache: /ˌarɔnˈdiːrʊŋ/
Worttrennung: Ar·ron·die·rung
اسم

تکمیل کردن (زمین)، الحاق

Bedeutungen

1

در زمینه املاک و مستغلات یا برنامه‌ریزی شهری، فرآیند گرد کردن یا تکمیل کردن مرزهای یک قطعه زمین با الحاق زمین‌های مجاور برای ایجاد یک شکل منظم‌تر یا کارآمدتر.

  • Die Arrondierung des Grundstücks verbesserte dessen Wert erheblich.تکمیل کردن قطعه زمین ارزش آن را به میزان قابل توجهی بهبود بخشید.
  • Die Gemeinde plant eine Arrondierung, um das Baugebiet zu erweitern.شهرداری برای گسترش منطقه ساخت و ساز، الحاق زمین را برنامه‌ریزی می‌کند.
  • Durch die Arrondierung konnte eine effizientere Landnutzung erreicht werden.از طریق تکمیل کردن، استفاده کارآمدتر از زمین حاصل شد.