die Arzthelferin
منشی مطب، دستیار پزشک (زن)
Beispiele
- Dr. Müller-Lüdenscheid hat eine tatkräftige ''Arzthelferin.دکتر مولر-لودنشاید یک دستیار پزشک کارآمد دارد.
- Die ''Arzthelferin'' greift nach dem Flaschenöffner, der an einem Bändsel von der Zeltwand hängt, und öffnet eine Orangenlimonade.دستیار پزشک دربازکن را که با بندی از دیواره چادر آویزان است برمیدارد و یک نوشابه پرتقالی باز میکند.