die Asphaltstadt

Aussprache: /asˈfaltʃtat/
Worttrennung: As·phalt·stadt
اسم

شهر آسفالت، کلان‌شهر (با اشاره به زندگی شهری و صنعتی)

Bedeutungen

1

اصطلاحی که به شهرهای بزرگ و مدرن با زیرساخت‌های گسترده آسفالته (خیابان‌ها، بزرگراه‌ها) اشاره دارد و اغلب با زندگی شهری پرهیاهو، صنعتی و گاهی بی‌روح همراه است.

  • Die riesige Asphaltstadt erstreckte sich bis zum Horizont.این شهر آسفالت عظیم تا افق امتداد داشت.
  • Er fühlte sich in der lauten Asphaltstadt oft verloren.او اغلب در این شهر آسفالت پر سر و صدا احساس گمگشتگی می‌کرد.
  • Die Infrastruktur dieser Asphaltstadt ist beeindruckend, aber auch erdrückend.زیرساخت این شهر آسفالت چشمگیر است، اما همچنین خفقان‌آور است.