die Ataraxie
آتاراکسیا، آرامش خاطر، بیتفاوتی، خونسردی
Beispiele
- Ich sah sie vor mir, wie sie die Köpfe wiegten und in schönster ''Ataraxie'' die Weltenläufe geschehen ließen.آنها را در برابر خود میدیدم که سر تکان میدادند و با ''آرامش خاطر'' تمام، جریان امور جهان را به حال خود رها میکردند.