اسم
اطلس (مجموعه نقشههای جغرافیایی)
جملات نمونه برای Atlas:
Ich muss das mal im ''Atlas'' nachschauen.
باید این را در اطلس نگاه کنم.
„Weil ich nicht viele bunte Bücher hatte, spielte ich schließlich mit den ''Atlanten'' meiner Tante.“
از آنجا که کتابهای رنگارنگ زیادی نداشتم، در نهایت با اطلسهای عمهام بازی میکردم.