der Außendienst

Aussprache: /ˈaʊ̯sn̩ˌdiːnst/
Worttrennung: Au·ßen·dienst
اسم

خدمات بیرونی، بازاریابی میدانی، ماموریت خارج از اداره

Bedeutungen

1

فعالیت‌های شغلی که خارج از محل اصلی اداره یا شرکت انجام می‌شوند، مانند فروش، خدمات مشتریان در محل، یا بازدید از مشتریان.

  • Der Außendienst besucht regelmäßig die Kunden.بخش خدمات بیرونی به طور منظم از مشتریان بازدید می‌کند.
  • Sie arbeitet im Außendienst und ist viel unterwegs.او در بخش خدمات میدانی کار می‌کند و زیاد در سفر است.
  • Der Außendienst ist für die Umsatzsteigerung verantwortlich.بخش بازاریابی میدانی مسئول افزایش فروش است.