die Außendienstlerin

Aussprache: /ˈaʊ̯sn̩ˌdiːnstlərɪn/
Worttrennung: Au·ßen·dienst·le·rin
اسم

بازاریاب حضوری زن، نماینده فروش میدانی زن، کارمند فروش سیار زن

Bedeutungen

1

شخصی زن که شغلش فروش یا ارائه خدمات به مشتریان در خارج از محل کار شرکت (معمولاً در محل مشتری) است.

  • Die Außendienstlerin vereinbarte einen Termin für die nächste Woche.بازاریاب حضوری زن برای هفته آینده وقت ملاقاتی تعیین کرد.
  • Sie ist eine erfolgreiche Außendienstlerin in der Pharmaindustrie.او یک نماینده فروش میدانی زن موفق در صنعت داروسازی است.
  • Die Außendienstlerin präsentierte das neue Produkt dem Kunden.کارمند فروش سیار زن محصول جدید را به مشتری معرفی کرد.