die Außendienstmitarbeiterin

Aussprache: /ˈaʊ̯sn̩ˌdiːnstˌmɪtˈʔarbaɪ̯tərɪn/
Worttrennung: Au·ßen·dienst·mit·a·r·bei·te·rin
اسم

کارمند زن بخش فروش/خدمات خارج از شرکت، بازاریاب زن

Bedeutungen

1

زنی که وظیفه فروش محصولات یا ارائه خدمات شرکت را در خارج از محل دفتر، معمولاً نزد مشتریان، بر عهده دارد؛ بازاریاب یا نماینده فروش زن.

  • Die Außendienstmitarbeiterin besuchte potenzielle Kunden, um neue Verträge abzuschließen.کارمند زن بخش فروش از مشتریان بالقوه برای بستن قراردادهای جدید بازدید کرد.
  • Als Außendienstmitarbeiterin muss sie viel reisen.به عنوان کارمند بخش فروش خارج از شرکت، او باید زیاد سفر کند.
  • Das Unternehmen stellt eine neue Außendienstmitarbeiterin für die Region Süddeutschland ein.این شرکت یک کارمند زن جدید برای بخش فروش در منطقه جنوب آلمان استخدام می‌کند.