der Außenseiter
فرد طردشده، منزوی، بازنده احتمالی
Bedeutungen
1
شخصی که از نظر اجتماعی طرد شده، مورد پذیرش گروه نیست یا با هنجارهای جامعه همخوانی ندارد.
- Er fühlte sich als Außenseiter in der neuen Schule.او در مدرسه جدید احساس انزوا میکرد.
- Die Gesellschaft muss auch den Außenseitern eine Chance geben.جامعه باید به افراد طرد شده نیز فرصت بدهد.
- Als Außenseiter hatte er oft mit Vorurteilen zu kämpfen.او به عنوان یک فرد منزوی، اغلب با پیشداوریها دست و پنجه نرم میکرد.
2
در مسابقات ورزشی یا رقابتها، فرد یا تیمی که شانس کمی برای برنده شدن دارد و انتظار موفقیت او نمیرود.
- Das Team war ein klarer Außenseiter in diesem wichtigen Spiel.این تیم در این بازی مهم یک بازنده آشکار بود.
- Niemand erwartete, dass der Außenseiter das Rennen gewinnen würde.هیچکس انتظار نداشت که بازنده احتمالی برنده مسابقه شود.
- Der Außenseiter überraschte alle mit seiner hervorragenden Leistung.فرد بازنده احتمالی با عملکرد عالی خود همه را شگفتزده کرد.