die Außenseiterin
دختر/زنِ بازنده، کسی که شانس کمی برای موفقیت دارد، فرد طرد شده
Bedeutungen
1
زنی که در یک رقابت یا موقعیت اجتماعی شانس کمی برای موفقیت دارد یا از گروه اصلی جدا افتاده و مورد پذیرش قرار نگرفته است.
- Sie war die Außenseiterin in der Wahl, aber sie gewann überraschend.او در انتخابات بازنده پیشبینی شده بود، اما به طرز شگفتآوری پیروز شد.
- Als neue Kollegin fühlte sie sich anfangs wie eine Außenseiterin.او به عنوان همکار جدید، در ابتدا احساس میکرد یک فرد طرد شده است.
- Die Außenseiterin hatte keine Chance gegen die erfahrenen Athletinnen.آن ورزشکار کمشانس، شانسی در برابر ورزشکاران باتجربه نداشت.