die Außenstelle
شعبه، دفتر نمایندگی، واحد فرعی
Bedeutungen
1
یک واحد یا دفتر فرعی که متعلق به یک سازمان بزرگتر است و در مکانی جداگانه فعالیت میکند؛ شعبه یا دفتر نمایندگی.
- Die Universität hat eine Außenstelle in der Nachbarstadt eröffnet.دانشگاه یک شعبه در شهر همسایه افتتاح کرده است.
- Diese Außenstelle ist für die Kundenbetreuung zuständig.این شعبه مسئول رسیدگی به امور مشتریان است.
- Die Außenstelle des Museums zeigt wechselnde Ausstellungen.شعبه فرعی موزه نمایشگاههای متغیر را نشان میدهد.