die Außenstelle

Aussprache: /ˈaʊ̯sn̩ˌʃtɛlə/
Worttrennung: Au·ßen·stel·le
اسم

شعبه، دفتر نمایندگی، واحد فرعی

Bedeutungen

1

یک واحد یا دفتر فرعی که متعلق به یک سازمان بزرگتر است و در مکانی جداگانه فعالیت می‌کند؛ شعبه یا دفتر نمایندگی.

  • Die Universität hat eine Außenstelle in der Nachbarstadt eröffnet.دانشگاه یک شعبه در شهر همسایه افتتاح کرده است.
  • Diese Außenstelle ist für die Kundenbetreuung zuständig.این شعبه مسئول رسیدگی به امور مشتریان است.
  • Die Außenstelle des Museums zeigt wechselnde Ausstellungen.شعبه فرعی موزه نمایشگاه‌های متغیر را نشان می‌دهد.