die Außerbetriebnahme
از کار انداختن / خارج کردن از سرویس
Bedeutungen
1
فرآیند متوقف کردن کار یا خارج کردن یک دستگاه، سیستم یا تأسیسات از سرویس، معمولاً به طور دائمی یا برای مدت طولانی.
- Die Außerbetriebnahme des alten Kernkraftwerks war eine politische Entscheidung.از کار انداختن نیروگاه هستهای قدیمی یک تصمیم سیاسی بود.
- Die Außerbetriebnahme der Anlage muss sorgfältig geplant werden.خارج کردن تأسیسات از سرویس باید با دقت برنامهریزی شود.
- Nach der Außerbetriebnahme werden die Maschinen recycelt.پس از از کار انداختن، ماشینها بازیافت میشوند.