die Aufbauarbeit

Aussprache: /ˈaʊ̯fbaʊ̯ˌarbaɪ̯t/
Worttrennung: Auf·bau·a·r·beit
اسم

کار ساخت و ساز، کار بازسازی، تلاش برای ایجاد

Bedeutungen

1

فعالیت‌هایی که برای ساختن، بازسازی یا ایجاد چیزی انجام می‌شود، مانند ساختن یک ساختمان یا توسعه یک منطقه.

  • Die Aufbauarbeit nach dem Krieg war eine gewaltige Aufgabe.کار بازسازی پس از جنگ، وظیفه‌ای عظیم بود.
  • Die Stadt investiert in die Aufbauarbeit der Infrastruktur.این شهر در کار ساخت و ساز زیرساخت‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند.
  • Die Organisation leistet wertvolle Aufbauarbeit in Entwicklungsländern.این سازمان کار ارزشمندی برای ایجاد و توسعه در کشورهای در حال توسعه انجام می‌دهد.
2

تلاش و کار برای ایجاد یا توسعه یک سازمان، سیستم یا ایده.

  • Die Stilbildung erfordert viel Geduld und kontinuierliche Aufbauarbeit.شکل‌گیری سبک نیازمند صبر زیاد و تلاش مداوم برای ایجاد آن است.
  • Der Aufbauarbeit des neuen Vereins waren viele Hindernisse im Weg.در مسیر تلاش برای ایجاد باشگاه جدید، موانع زیادی وجود داشت.
  • Er leistete Pionierarbeit bei der Aufbauarbeit der digitalen Wirtschaft.او در تلاش برای ایجاد اقتصاد دیجیتال، کار پیشگامانه‌ای انجام داد.