die Aufbauarbeit
کار ساخت و ساز، کار بازسازی، تلاش برای ایجاد
Bedeutungen
1
فعالیتهایی که برای ساختن، بازسازی یا ایجاد چیزی انجام میشود، مانند ساختن یک ساختمان یا توسعه یک منطقه.
- Die Aufbauarbeit nach dem Krieg war eine gewaltige Aufgabe.کار بازسازی پس از جنگ، وظیفهای عظیم بود.
- Die Stadt investiert in die Aufbauarbeit der Infrastruktur.این شهر در کار ساخت و ساز زیرساختها سرمایهگذاری میکند.
- Die Organisation leistet wertvolle Aufbauarbeit in Entwicklungsländern.این سازمان کار ارزشمندی برای ایجاد و توسعه در کشورهای در حال توسعه انجام میدهد.
2
تلاش و کار برای ایجاد یا توسعه یک سازمان، سیستم یا ایده.
- Die Stilbildung erfordert viel Geduld und kontinuierliche Aufbauarbeit.شکلگیری سبک نیازمند صبر زیاد و تلاش مداوم برای ایجاد آن است.
- Der Aufbauarbeit des neuen Vereins waren viele Hindernisse im Weg.در مسیر تلاش برای ایجاد باشگاه جدید، موانع زیادی وجود داشت.
- Er leistete Pionierarbeit bei der Aufbauarbeit der digitalen Wirtschaft.او در تلاش برای ایجاد اقتصاد دیجیتال، کار پیشگامانهای انجام داد.