der Aufguss
دمنوش، جوشانده (گیاهی)؛ بخاردهی (در سونا)
Bedeutungen
1
مایعی که از خیساندن یا جوشاندن گیاهان دارویی یا میوهها در آب داغ به دست میآید؛ دمنوش یا جوشانده.
- Ein warmer Aufguss aus Kamille beruhigt den Magen.یک دمنوش گرم بابونه معده را آرام میکند.
- Sie trank einen Aufguss aus frischen Kräutern zur Linderung ihrer Erkältung.او برای تسکین سرماخوردگیاش، جوشاندهای از گیاهان تازه نوشید.
- Der Arzt empfahl einen Aufguss aus Lindenblüten gegen Husten.پزشک برای سرفه، دمنوش شکوفه لیمو را توصیه کرد.
2
عمل ریختن آب یا محلولهای معطر روی سنگهای داغ در سونا برای ایجاد بخار و افزایش دما و رطوبت.
- Der Saunameister machte einen duftenden Aufguss mit ätherischen Ölen.مسئول سونا با روغنهای معطر، بخور خوشبو ایجاد کرد.
- Der Aufguss in der Sauna war besonders intensiv.بخاردهی در سونا به خصوص شدید بود.
- Wir genießen den entspannenden Aufguss nach dem Saunagang.ما از بخاردهی آرامشبخش پس از سونا لذت میبریم.