die Aufheiterung
بهبود هوا (آفتابی شدن)، شادمانی، روحیه گرفتن
Beispiele
- Eine baldige ''Aufheiterung'' des Wetters ist nicht zu erwarten.بهبود زودهنگام هوا پیشبینی نمیشود.
- Danke für deine ''Aufheiterung,'' aber es geht schon.ممنون برای دلگرمیات (شاد کردنت)، اما اوضاع روبهراه است.
- Dieses fröhliche Bild nutzt eine große Fastfoodkette als Werbefigur und sogar in der Kinderkrebshilfe und in Krankenhäusern werden Clowns zur ''Aufheiterung'' eingesetzt.این تصویر شاد از یک زنجیره بزرگ فستفود به عنوان ماسک تبلیغاتی استفاده میکند و حتی در بخش کمک به کودکان مبتلا به سرطان و بیمارستانها از دلقکها برای ایجاد شادی استفاده میشود.