die Aufholjagd
تلاش برای جبران عقبماندگی، تعقیب برای جبران (به ویژه در ورزش)
Beispiele
- Nach dem frühen 3:0 startete die Gastmannschaft in der zweiten Halbzeit eine unglaubliche ''Aufholjagd'' und konnte doch noch mit einem 3:3 und einem Punkt nach Hause fahren.پس از نتیجه زودهنگام ۳-۰، تیم میهمان در نیمه دوم یک ''تلاش باورنکردنی برای جبران عقبماندگی'' را آغاز کرد و توانست با نتیجه ۳-۳ و یک امتیاز به خانه بازگردد.