die Aufklärung
روشنگری، شفافسازی، آگاهیبخشی
Bedeutungen
1
فرایند اطلاعرسانی و افزایش دانش یا آگاهی عمومی در مورد یک موضوع خاص، اغلب با هدف تغییر نگرش یا رفتار.
- Die Aufklärung über die Gefahren des Rauchens ist wichtig.آگاهیبخشی در مورد خطرات سیگار کشیدن مهم است.
- Die Aufklärung der Bevölkerung über erneuerbare Energien schreitet voran.روشنگری جمعیت در مورد انرژیهای تجدیدپذیر در حال پیشرفت است.
- Die Kampagne zielte auf die Aufklärung junger Menschen über gesunde Ernährung ab.این کمپین با هدف آگاهیبخشی به جوانان در مورد تغذیه سالم انجام شد.
2
فرایند روشن کردن یک جرم یا راز، معمولاً توسط پلیس یا مقامات قضایی.
- Die Polizei arbeitet an der Aufklärung des Raubüberfalls.پلیس در حال روشن کردن پرونده سرقت مسلحانه است.
- Die Aufklärung des Falls ist für die Gerechtigkeit unerlässlich.روشن شدن پرونده برای عدالت ضروری است.
- Die Aufklärung des Verbrechens war eine Meisterleistung der Detektive.کشف جرم شاهکار کارآگاهان بود.
3
دوره تاریخی (قرن ۱۸) که با تأکید بر عقل، علم و فردگرایی شناخته میشود.
- Die Ideen der Aufklärung beeinflussten die moderne Demokratie.ایدههای دوران روشنگری بر دموکراسی مدرن تأثیر گذاشتند.
- Philosophen der Aufklärung forderten mehr Freiheit und Toleranz.فیلسوفان دوران روشنگری خواستار آزادی و تسامح بیشتر بودند.
- Die Aufklärung brachte bedeutende Fortschritte in Wissenschaft und Kunst.دوران روشنگری پیشرفتهای مهمی در علم و هنر به ارمغان آورد.