der Aufnehmer
تی (برای تمیز کردن کف)، خاکانداز (اصطلاح منطقهای)
Beispiele
- Wie in Trance war sie zu ihrem Putzeimer gegangen und hatte den ''Aufnehmer'' ins Wasser getaucht, um die Gaststube fertig zu putzen.او گویی در خلسه به سطل نظافت خود رفته و تی را در آب فرو برد تا اتاق پذیرایی را تمیز کند.