das Aufräumen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌrɔɪ̯mən/
Worttrennung: Auf·räu·men
اسم

مرتب کردن، نظم دادن، پاکسازی

Bedeutungen

1

عمل مرتب کردن و سازماندهی اشیاء یا مکان‌ها برای ایجاد نظم و تمیزی.

  • Das Aufräumen des Zimmers dauerte den ganzen Nachmittag.مرتب کردن اتاق تمام بعدازظهر طول کشید.
  • Nach der Party war das Aufräumen eine riesige Aufgabe.بعد از مهمانی، مرتب کردن کار بزرگی بود.
  • Regelmäßiges Aufräumen hilft, den Überblick zu behalten.مرتب کردن منظم به حفظ نظم و ترتیب کمک می‌کند.
2

به طور مجازی یا در یک سیستم، حذف داده‌های غیرضروری یا سازماندهی مجدد برای بهبود عملکرد.

  • Das Aufräumen der Festplatte kann den Computer beschleunigen.پاکسازی هارد دیسک می‌تواند کامپیوتر را سریع‌تر کند.
  • Wir müssen das Aufräumen der Datenbanken planen.ما باید پاکسازی پایگاه‌های داده را برنامه‌ریزی کنیم.
  • Das Aufräumen des Codes ist wichtig für die Wartbarkeit.مرتب‌سازی کد برای قابلیت نگهداری مهم است.