das Aufräumen
مرتب کردن، نظم دادن، پاکسازی
Bedeutungen
1
عمل مرتب کردن و سازماندهی اشیاء یا مکانها برای ایجاد نظم و تمیزی.
- Das Aufräumen des Zimmers dauerte den ganzen Nachmittag.مرتب کردن اتاق تمام بعدازظهر طول کشید.
- Nach der Party war das Aufräumen eine riesige Aufgabe.بعد از مهمانی، مرتب کردن کار بزرگی بود.
- Regelmäßiges Aufräumen hilft, den Überblick zu behalten.مرتب کردن منظم به حفظ نظم و ترتیب کمک میکند.
2
به طور مجازی یا در یک سیستم، حذف دادههای غیرضروری یا سازماندهی مجدد برای بهبود عملکرد.
- Das Aufräumen der Festplatte kann den Computer beschleunigen.پاکسازی هارد دیسک میتواند کامپیوتر را سریعتر کند.
- Wir müssen das Aufräumen der Datenbanken planen.ما باید پاکسازی پایگاههای داده را برنامهریزی کنیم.
- Das Aufräumen des Codes ist wichtig für die Wartbarkeit.مرتبسازی کد برای قابلیت نگهداری مهم است.