die Auftragskillerin
قاتل قراردادی زن
Bedeutungen
1
زنی که در ازای دریافت پول یا مزایای دیگر، برای کشتن فردی استخدام میشود.
- Die Polizei jagte die berüchtigte Auftragskillerin seit Monaten.پلیس ماهها بود که به دنبال قاتل قراردادی بدنام بود.
- In dem Film spielt sie eine eiskalte Auftragskillerin.او در این فیلم نقش یک قاتل قراردادی بیرحم را بازی میکند.
- Es war unklar, wer die Auftragskillerin angeheuert hatte.مشخص نبود چه کسی قاتل قراردادی را استخدام کرده بود.