der Aufwand

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌvant/
Worttrennung: Auf·wand
اسم

هزینه (انرژی یا وقت)، تلاش، مخارج، صرف

Bedeutungen

1

مقدار انرژی، زمان یا پول که برای انجام کاری صرف می‌شود؛ تلاش یا هزینه لازم.

  • Die Organisation des Festes war mit großem Aufwand verbunden.سازماندهی جشن با تلاش زیادی همراه بود.
  • Wir müssen den finanziellen Aufwand für das Projekt kalkulieren.ما باید هزینه مالی پروژه را محاسبه کنیم.
  • Dieser Plan erfordert einen erheblichen Aufwand an Zeit.این طرح به مقدار قابل توجهی زمان نیاز دارد.
2

هزینه‌های مالی یا مخارج مربوط به یک فعالیت یا پروژه.

  • Der Aufwand für die Renovierung überstieg unser Budget.هزینه بازسازی از بودجه ما فراتر رفت.
  • Bitte listen Sie alle Aufwände für diese Reise auf.لطفاً تمام مخارج مربوط به این سفر را لیست کنید.
  • Der Aufwand für die Produktion ist gestiegen.هزینه تولید افزایش یافته است.