der Aufwand
هزینه (انرژی یا وقت)، تلاش، مخارج، صرف
Bedeutungen
1
مقدار انرژی، زمان یا پول که برای انجام کاری صرف میشود؛ تلاش یا هزینه لازم.
- Die Organisation des Festes war mit großem Aufwand verbunden.سازماندهی جشن با تلاش زیادی همراه بود.
- Wir müssen den finanziellen Aufwand für das Projekt kalkulieren.ما باید هزینه مالی پروژه را محاسبه کنیم.
- Dieser Plan erfordert einen erheblichen Aufwand an Zeit.این طرح به مقدار قابل توجهی زمان نیاز دارد.
2
هزینههای مالی یا مخارج مربوط به یک فعالیت یا پروژه.
- Der Aufwand für die Renovierung überstieg unser Budget.هزینه بازسازی از بودجه ما فراتر رفت.
- Bitte listen Sie alle Aufwände für diese Reise auf.لطفاً تمام مخارج مربوط به این سفر را لیست کنید.
- Der Aufwand für die Produktion ist gestiegen.هزینه تولید افزایش یافته است.