die Aufwartung
ملاقات رسمی/ادبانه، عرض ادب، خدمترسانی
Bedeutungen
1
عمل ادای احترام یا ملاقات رسمی با فردی دارای مقام بالاتر؛ همچنین به معنای خدمترسانی یا پذیرایی از مهمانان.
- Der Botschafter machte dem König seine Aufwartung.سفیر به نزد پادشاه رفت تا ادای احترام کند.
- Die Angestellten machten dem Chef zum Geburtstag ihre Aufwartung.کارمندان به مناسبت تولد رئیس به دیدارش رفتند (عرض ادب کردند).
- Der Kellner machte uns seine Aufwartung und nahm die Bestellung auf.پیشخدمت به سراغ ما آمد و سفارش را گرفت (خدمترسانی کرد).