die Aufwiegelung

Aussprache: /ˈaʊ̯fviːɡəlʊŋ/
Worttrennung: Auf·wie·ge·lung
اسم

تحریک، شوراندن، برانگیختن (برای مقاومت در برابر چیزی)

Bedeutungen

1

عمل تحریک یا برانگیختن مردم به شورش، مقاومت یا مخالفت علیه یک قدرت یا وضعیت موجود.

  • Die Aufwiegelung der Bevölkerung führte zu Unruhen.تحریک مردم منجر به ناآرامی شد.
  • Die Regierung verurteilte die Aufwiegelung gegen das neue Gesetz.دولت، شوراندن علیه قانون جدید را محکوم کرد.
  • Seine Reden waren eine klare Aufwiegelung zum Widerstand.سخنرانی‌های او تحریک آشکاری برای مقاومت بود.