der Augenarzt
چشمپزشک
Bedeutungen
1
پزشکی که در تشخیص و درمان بیماریها و اختلالات چشم تخصص دارد.
- Ich muss bald einen Termin beim Augenarzt machen.من باید به زودی از چشمپزشک وقت بگیرم.
- Der Augenarzt hat mir eine neue Brille verschrieben.چشمپزشک برای من عینک جدیدی تجویز کرد.
- Sie arbeitet als Assistentin bei einem bekannten Augenarzt.او به عنوان دستیار نزد یک چشمپزشک معروف کار میکند.