das Ausatmen
بازدم، عمل بیرون دادن نفس
Beispiele
- Die Wangen des Babys waren von der Kälte gerötet; ein leises Rasseln begleitete jedes ''Ausatmen''.گونههای نوزاد از سرما سرخ شده بود؛ صدای خسخس آرامی هر بازدم را همراهی میکرد.
بازدم، عمل بیرون دادن نفس