die Ausbürgerung
سلب تابعیت، اخراج از شهروندی
Bedeutungen
1
فرایند سلب یا لغو اجباری تابعیت یک فرد توسط دولت.
- Die Ausbürgerung von Regimegegnern war eine gängige Praxis in diesem Land.سلب تابعیت مخالفان رژیم در این کشور رویهای رایج بود.
- Nach der Verurteilung drohte ihm die Ausbürgerung.پس از محکومیت، او را تهدید به سلب تابعیت کردند.
- Die Ausbürgerung kann unter bestimmten Umständen erfolgen, zum Beispiel bei Verrat.سلب تابعیت میتواند تحت شرایط خاصی، به عنوان مثال در صورت خیانت، صورت گیرد.