ausbauen
گسترش دادن، بازسازی کردن، پیاده کردن (قطعه)
Bedeutungen
1
Akkusativ
گسترش دادن، توسعه دادن و ارتقا بخشیدن (شبکه، سیستم، روابط، مهارت)
- Die Firma möchte ihre Marktposition in Europa weiter ausbauen.شرکت میخواهد موقعیت خود در بازار اروپا را بیشتر گسترش دهد.
- Wir müssen das öffentliche Verkehrsnetz dringend ausbauen.ما باید شبکه حملونقل عمومی را فوراً توسعه دهیم.
2
Akkusativ (+ zu + Dativ)
تکمیل کردن و تغییر دادن فضای داخلی ساختمان (مانند تبدیل شیروانی به فضای مسکونی)
- Wir haben den alten Dachboden zu einer gemütlichen Wohnung ausgebaut.ما اتاق زیرشیروانی قدیمی را به یک آپارتمان دنج تبدیل کردیم.
- Das Kellergeschoss wird gerade ausgebaut.طبقه زیرزمین در حال تکمیل و آمادهسازی است.
3
Akkusativ (+ aus + Dativ)
جدا کردن و پیاده کردن یک قطعه از وسیله یا دستگاه
- Der Mechaniker musste die defekte Batterie ausbauen.مکانیک مجبور شد باتری خراب را پیاده کند.
- Wir haben die alten Fenster ausgebaut und durch neue ersetzt.ما پنجرههای قدیمی را درآوردیم و با پنجرههای جدید تعویض کردیم.