die Ausdünstung
بخار، گاز متصاعد شده، بوی بدن
Bedeutungen
1
بخار یا گازی که از مادهای متصاعد میشود، مانند بوی عرق بدن یا بوی مواد شیمیایی.
- Die Ausdünstung des Lösungsmittels war sehr stark.بخار متصاعد شده از حلال بسیار قوی بود.
- Nach dem Sport hatte er eine unangenehme Ausdünstung.او بعد از ورزش بوی بدن ناخوشایندی داشت.
- Die Ausdünstung der Pflanzen kann die Luftqualität beeinflussen.گازهای متصاعد شده از گیاهان میتواند بر کیفیت هوا تأثیر بگذارد.
2
به طور استعاری، اثری یا نشانهای که از چیزی یا کسی به بیرون تراوش میکند یا بروز مییابد.
- Seine Arroganz war eine deutliche Ausdünstung seines Erfolgs.تکبر او نشانه آشکاری از موفقیتش بود.
- Die Ausdünstung alter Ideen ist in der modernen Kunst manchmal noch zu spüren.گاهی اوقات هنوز میتوان تأثیر ایدههای قدیمی را در هنر مدرن حس کرد.
- Diese Entscheidung ist eine Ausdünstung der aktuellen politischen Lage.این تصمیم بازتابی از وضعیت سیاسی فعلی است.