der Ausfall
قطعی، خرابی، از کار افتادگی، زیان مالی
Bedeutungen
1
قطع ناگهانی عملکرد یک سیستم، دستگاه یا سرویس؛ خرابی.
- Wegen eines Stromausfalls funktionierte die Ampel nicht mehr.به دلیل قطعی برق، چراغ راهنمایی دیگر کار نمیکرد.
- Der Serverausfall führte zu Problemen im Online-Shop.از کار افتادن سرور منجر به مشکلاتی در فروشگاه آنلاین شد.
- Wir hatten einen plötzlichen Ausfall der Heizung.ما دچار قطعی ناگهانی سیستم گرمایش شدیم.
2
ضرر یا زیان مالی؛ کسری در بودجه یا درآمد.
- Das Unternehmen meldete einen erheblichen finanziellen Ausfall.شرکت زیان مالی قابل توجهی را گزارش کرد.
- Der Ausfall durch die schlechte Ernte war groß.زیان ناشی از برداشت بد محصول زیاد بود.
- Durch den Diebstahl entstand ein großer Ausfall für den Ladenbesitzer.سرقت باعث ضرر بزرگی برای صاحب مغازه شد.
3
حمله یا یورش ناگهانی از درون یک دژ یا سنگر به سمت دشمن؛ یورش غافلگیرانه.
- Die Soldaten unternahmen einen kühnen Ausfall gegen die feindlichen Linien.سربازان یورش جسورانهای به خطوط دشمن انجام دادند.
- Ein unerwarteter Ausfall überraschte die Belagerer.یک یورش غیرمنتظره محاصرهکنندگان را غافلگیر کرد.
- Der Ausfall wurde erfolgreich abgewehrt.یورش با موفقیت دفع شد.