der Ausfall

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌfal/
Worttrennung: Aus·fall
اسم

قطعی، خرابی، از کار افتادگی، زیان مالی

Bedeutungen

1

قطع ناگهانی عملکرد یک سیستم، دستگاه یا سرویس؛ خرابی.

  • Wegen eines Stromausfalls funktionierte die Ampel nicht mehr.به دلیل قطعی برق، چراغ راهنمایی دیگر کار نمی‌کرد.
  • Der Serverausfall führte zu Problemen im Online-Shop.از کار افتادن سرور منجر به مشکلاتی در فروشگاه آنلاین شد.
  • Wir hatten einen plötzlichen Ausfall der Heizung.ما دچار قطعی ناگهانی سیستم گرمایش شدیم.
2

ضرر یا زیان مالی؛ کسری در بودجه یا درآمد.

  • Das Unternehmen meldete einen erheblichen finanziellen Ausfall.شرکت زیان مالی قابل توجهی را گزارش کرد.
  • Der Ausfall durch die schlechte Ernte war groß.زیان ناشی از برداشت بد محصول زیاد بود.
  • Durch den Diebstahl entstand ein großer Ausfall für den Ladenbesitzer.سرقت باعث ضرر بزرگی برای صاحب مغازه شد.
3

حمله یا یورش ناگهانی از درون یک دژ یا سنگر به سمت دشمن؛ یورش غافلگیرانه.

  • Die Soldaten unternahmen einen kühnen Ausfall gegen die feindlichen Linien.سربازان یورش جسورانه‌ای به خطوط دشمن انجام دادند.
  • Ein unerwarteter Ausfall überraschte die Belagerer.یک یورش غیرمنتظره محاصره‌کنندگان را غافلگیر کرد.
  • Der Ausfall wurde erfolgreich abgewehrt.یورش با موفقیت دفع شد.