die Ausfallerscheinung
عارضه ناشی از نقص عملکرد، علائم اختلال
Beispiele
- Seit seinem Schlaganfall hat Max immer wieder mit neurologischen ''Ausfallerscheinungen'' zu kämpfen.از زمان سکته مغزی، ماکس دائماً با عوارض عصبی ناشی از نقص عملکرد دست و پنجه نرم میکند.
- Die EDV-Anlage leidet nach langjährigem Betrieb zunehmend an ''Ausfallerscheinungen''.سیستم کامپیوتری پس از سالها کار به طور فزایندهای از علائم اختلال رنج میبرد.