die Ausgefuchstheit
زیرکی، حیلهگری، هوشمندی (به خصوص در امور عملی)
Bedeutungen
1
صفت یا توانایی فردی که بسیار زیرک، حیلهگر و باهوش است، به ویژه در یافتن راهحلهای عملی یا رسیدن به اهداف خود به روشهای غیرمستقیم.
- Mit seiner Ausgefuchstheit gelang es ihm, den Vertrag zu seinen Gunsten zu ändern.او با زیرکی خود توانست قرارداد را به نفع خود تغییر دهد.
- Die Ausgefuchstheit des Händlers war beeindruckend, er verkaufte alles.زیرکی فروشنده چشمگیر بود، او همه چیز را فروخت.
- Manchmal braucht man eine gewisse Ausgefuchstheit, um in dieser Welt zu bestehen.گاهی اوقات برای موفق شدن در این دنیا به مقداری زیرکی نیاز است.