die Ausgelassenheit
سرخوشی، شادمانی بیقید و بند، شور و نشاط
Bedeutungen
1
حالت شادی، هیجان و بیقیدی که اغلب با فعالیتهای پرانرژی و سر و صدا همراه است.
- Die Ausgelassenheit der Kinder auf dem Spielplatz war ansteckend.شور و نشاط بچهها در زمین بازی مسری بود.
- Nach dem Sieg herrschte eine ausgelassene Stimmung.پس از پیروزی، فضایی سرشار از سرخوشی حاکم بود.
- Ihre Ausgelassenheit zeigte, wie glücklich sie war.شادمانی بیقید و بند او نشان میداد که چقدر خوشحال بود.