die Ausgliederung

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌɡliːdərʊŋ/
Worttrennung: Aus·glie·de·rung
اسم

جداسازی، تفکیک، برون‌سپاری

Bedeutungen

1

فرآیند جدا کردن یا تفکیک بخشی از یک سازمان، شرکت یا وظیفه از کل آن، اغلب به منظور تمرکز بر فعالیت‌های اصلی یا کاهش هزینه‌ها.

  • Die Ausgliederung der IT-Abteilung sparte dem Unternehmen viel Geld.جداسازی بخش فناوری اطلاعات پول زیادی برای شرکت صرفه‌جویی کرد.
  • Eine Ausgliederung kann zu mehr Flexibilität führen.یک تفکیک می‌تواند منجر به انعطاف‌پذیری بیشتری شود.
  • Die Ausgliederung von Produktionsschritten ist in der Automobilindustrie üblich.برون‌سپاری مراحل تولید در صنعت خودروسازی رایج است.
2

در پزشکی، جدا شدن یا تفکیک بخشی از بدن، مانند جدا شدن یک اندام یا بافت.

  • Die Ausgliederung eines Tumors ist ein wichtiger chirurgischer Eingriff.جدا کردن یک تومور یک عمل جراحی مهم است.
  • Der Arzt erklärte die Gefahr einer Ausgliederung von Gewebe.پزشک خطر جدا شدن بافت را توضیح داد.
  • Nach der Verletzung gab es Anzeichen für eine Ausgliederung der Haut.پس از جراحت، نشانه‌هایی از جدا شدن پوست وجود داشت.