die Ausgliederung
جداسازی، تفکیک، برونسپاری
Bedeutungen
1
فرآیند جدا کردن یا تفکیک بخشی از یک سازمان، شرکت یا وظیفه از کل آن، اغلب به منظور تمرکز بر فعالیتهای اصلی یا کاهش هزینهها.
- Die Ausgliederung der IT-Abteilung sparte dem Unternehmen viel Geld.جداسازی بخش فناوری اطلاعات پول زیادی برای شرکت صرفهجویی کرد.
- Eine Ausgliederung kann zu mehr Flexibilität führen.یک تفکیک میتواند منجر به انعطافپذیری بیشتری شود.
- Die Ausgliederung von Produktionsschritten ist in der Automobilindustrie üblich.برونسپاری مراحل تولید در صنعت خودروسازی رایج است.
2
در پزشکی، جدا شدن یا تفکیک بخشی از بدن، مانند جدا شدن یک اندام یا بافت.
- Die Ausgliederung eines Tumors ist ein wichtiger chirurgischer Eingriff.جدا کردن یک تومور یک عمل جراحی مهم است.
- Der Arzt erklärte die Gefahr einer Ausgliederung von Gewebe.پزشک خطر جدا شدن بافت را توضیح داد.
- Nach der Verletzung gab es Anzeichen für eine Ausgliederung der Haut.پس از جراحت، نشانههایی از جدا شدن پوست وجود داشت.