die Ausgräberin
باستانشناس زن، زن حفار
Bedeutungen
1
زنی که در حرفه باستانشناسی فعالیت میکند و در حفاریهای باستانی مشارکت دارد.
- Die Ausgräberin fand ein antikes Schmuckstück.باستانشناس زن یک قطعه جواهر باستانی پیدا کرد.
- Als erfahrene Ausgräberin leitete sie das Team vor Ort.او به عنوان یک باستانشناس زن باتجربه، تیم را در محل هدایت میکرد.
- Die Ausgräberin dokumentierte jeden Fund sorgfältig.باستانشناس زن هر یافته را با دقت مستند کرد.