der Ausklang
پایان، اختتام، خاتمه (موسیقی یا دوره)
Bedeutungen
1
مرحله پایانی یا اختتامیه یک رویداد، دوره زمانی، یا به طور خاص در موسیقی، پایان یک قطعه یا صدا.
- Der Ausklang des Konzerts wurde mit langem Applaus gefeiert.پایان کنسرت با تشویق طولانی جشن گرفته شد.
- Wir genossen den ruhigen Ausklang des Abends bei einem Glas Wein.ما از پایان آرام شب با یک لیوان شراب لذت بردیم.
- Die letzten Töne des Liedes verklingen im sanften Ausklang.آخرین نتهای آهنگ در پایان آرام محو میشوند.
2
اثرات یا پیامدهای باقیمانده از یک رویداد یا دوره.
- Der Ausklang des Krieges war eine Zeit des Wiederaufbaus.پیامدهای باقیمانده جنگ، دوران بازسازی بود.
- Man spürte noch den Ausklang der Feierlichkeiten am nächsten Morgen.هنوز در صبح روز بعد، اثرات باقیمانده جشنها حس میشد.
- Der Ausklang der politischen Debatte beeinflusste die öffentliche Meinung.پیامدهای باقیمانده مناظره سیاسی بر افکار عمومی تأثیر گذاشت.