der Ausklang

Aussprache: /ˈaʊ̯sklaŋ/
Worttrennung: Aus·klang
اسم

پایان، اختتام، خاتمه (موسیقی یا دوره)

Bedeutungen

1

مرحله پایانی یا اختتامیه یک رویداد، دوره زمانی، یا به طور خاص در موسیقی، پایان یک قطعه یا صدا.

  • Der Ausklang des Konzerts wurde mit langem Applaus gefeiert.پایان کنسرت با تشویق طولانی جشن گرفته شد.
  • Wir genossen den ruhigen Ausklang des Abends bei einem Glas Wein.ما از پایان آرام شب با یک لیوان شراب لذت بردیم.
  • Die letzten Töne des Liedes verklingen im sanften Ausklang.آخرین نت‌های آهنگ در پایان آرام محو می‌شوند.
2

اثرات یا پیامدهای باقی‌مانده از یک رویداد یا دوره.

  • Der Ausklang des Krieges war eine Zeit des Wiederaufbaus.پیامدهای باقی‌مانده جنگ، دوران بازسازی بود.
  • Man spürte noch den Ausklang der Feierlichkeiten am nächsten Morgen.هنوز در صبح روز بعد، اثرات باقی‌مانده جشن‌ها حس می‌شد.
  • Der Ausklang der politischen Debatte beeinflusste die öffentliche Meinung.پیامدهای باقی‌مانده مناظره سیاسی بر افکار عمومی تأثیر گذاشت.