der Ausländer
خارجی، تبعه بیگانه
Bedeutungen
1
شخصی که تبعه کشور یا ملیت دیگری غیر از کشور محل اقامت یا تابعیت فرد مورد نظر است.
- Als Ausländer muss er eine Arbeitserlaubnis beantragen.او به عنوان یک خارجی باید برای مجوز کار اقدام کند.
- Die Zahl der Ausländer in der Stadt hat zugenommen.تعداد خارجیها در شهر افزایش یافته است.
- Der Ausländer fühlte sich in der neuen Umgebung willkommen.فرد خارجی در محیط جدید احساس خوشامدگویی کرد.