der Ausläufer

Aussprache: /ˈaʊ̯slaɪ̯fɐ/
Worttrennung: Aus·läu·fer
اسم

کناره، دامنه، زائده، شاخه جانبی

Bedeutungen

1

بخشی که از یک ساختار اصلی امتداد یافته یا منشعب می‌شود؛ مانند شاخه‌های جانبی یک گیاه، کوه، یا رودخانه.

  • Die Ausläufer des Gebirges erstrecken sich bis in die Ebene.کناره‌های کوهستان تا دشت امتداد یافته‌اند.
  • Die Wurzeln der Pflanze bilden feine Ausläufer im Boden.ریشه‌های گیاه، زائده‌های ظریفی را در خاک تشکیل می‌دهند.
  • Wir wanderten auf den Ausläufern des Hügels und genossen die Aussicht.ما در دامنه‌های تپه پیاده‌روی کردیم و از منظره لذت بردیم.
2

اثرات یا پیامدهای یک رویداد یا وضعیت که به تدریج ظاهر می‌شوند یا گسترش می‌یابند.

  • Die wirtschaftlichen Ausläufer der Krise waren noch Jahre später spürbar.پیامدهای اقتصادی بحران تا سال‌ها بعد نیز احساس می‌شد.
  • Die Nachricht verbreitete sich schnell und hatte weitreichende Ausläufer.این خبر به سرعت منتشر شد و پیامدهای گسترده‌ای داشت.
  • Die sozialen Ausläufer des technologischen Wandels sind noch nicht vollständig absehbar.پیامدهای اجتماعی تغییرات تکنولوژیکی هنوز به طور کامل قابل پیش‌بینی نیستند.