der Auslandseinsatz

Aussprache: /ˈaʊslantˌʔaɪ̯nzat͡s/
Worttrennung: Aus·land·s·ein·satz
اسم

مأموریت خارجی، اعزام به خارج

Bedeutungen

1

فعالیت یا وظیفه‌ای که یک فرد یا گروه در خارج از کشور خود انجام می‌دهد، اغلب در زمینه‌های نظامی، دیپلماتیک، بشردوستانه یا تجاری.

  • Der Soldat berichtete von seinem Auslandseinsatz.سرباز از مأموریت خارجی خود گزارش داد.
  • Viele Entwicklungshelfer leisten wertvolle Arbeit im Auslandseinsatz.بسیاری از امدادگران توسعه در مأموریت‌های خارجی کار ارزشمندی انجام می‌دهند.
  • Ihr erster Auslandseinsatz als Journalistin war in Afrika.اولین مأموریت خارجی او به عنوان روزنامه‌نگار در آفریقا بود.