auslesen
تا انتها خواندن، دستچین/گلچین کردن، استخراج/اسکن کردن دادهها
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) auslesen
خواندن یک کتاب یا متن تا انتهای آن (تمام کردن کتاب)
- Ich habe den dicken Roman endlich ausgelesen.من بالاخره خواندن این رمان ضخیم را تمام کردم.
- Gib mir noch zehn Minuten, ich möchte das Kapitel auslesen.ده دقیقه دیگر به من وقت بده، میخواهم خواندن این فصل را تمام کنم.
2
etwas (Akkusativ) + aus + Dativ auslesen
بهترین موارد یا اقلام را از میان یک مجموعه انتخاب و گلچین کردن
- Das Personal für das Fünf-Sterne-Hotel wurde sehr sorgfältig ausgelesen.کارکنان این هتل پنج ستاره بسیار با دقت دستچین شدند.
- Vor dem Kochen sollte man faule Bohnen auslesen.پیش از پختن باید لوبیاهای خراب را جدا کرد.
3
etwas (Akkusativ) auslesen
دادهها، حافظه خطا یا اطلاعات را از یک دستگاه، تراشه، قطعه خودرو یا رایانه استخراج و اسکن کردن
- Der Mechaniker liest den Fehlerspeicher des Autos aus.مکانیک حافظه خطای خودرو را اسکن و استخراج میکند.
- Das Gerät liest die Daten von der Speicherkarte aus.دستگاه دادهها را از کارت حافظه میخواند.