der Ausreißer

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌraɪ̯sɐ/
Worttrennung: Aus·rei·ßer
اسم

فراری، داده پرت (آماری)، دوچرخه‌سوار پیشتاز

Bedeutungen

1

کسی که از مؤسسه‌ای (مانند مدرسه، خانه یا زندان) فرار کرده است.

  • Die Polizei sucht nach einem jugendlichen Ausreißer.پلیس به دنبال یک نوجوان فراری است.
  • Der Ausreißer wurde nach zwei Tagen wieder aufgegriffen.فرد فراری پس از دو روز دوباره دستگیر شد.
  • Es ist wichtig, mit einem Ausreißer professionell umzugehen.مهم است که با یک فرد فراری به صورت حرفه‌ای برخورد شود.
2

در آمار، داده‌ای که به طور قابل توجهی با سایر داده‌ها در یک مجموعه متفاوت است (داده پرت).

  • Dieser Messwert ist ein klarer Ausreißer und sollte überprüft werden.این مقدار اندازه‌گیری شده یک داده پرت واضح است و باید بررسی شود.
  • Statistiker entfernen Ausreißer oft, um die Analyse zu vereinfachen.آمارشناسان اغلب برای ساده‌سازی تحلیل، داده‌های پرت را حذف می‌کنند.
  • Die Grafik zeigte mehrere Ausreißer, die auf Fehler hindeuteten.نمودار چندین داده پرت را نشان داد که به خطاها اشاره داشتند.
3

در مسابقات دوچرخه‌سواری، دوچرخه‌سواری که از گروه اصلی پیشی گرفته و جلوتر حرکت می‌کند.

  • Der Ausreißer kämpfte allein an der Spitze des Rennens.دوچرخه‌سوار پیشتاز به تنهایی در صدر مسابقه مبارزه می‌کرد.
  • Das Peloton versuchte, den Ausreißer wieder einzuholen.گروه اصلی (پلوتون) تلاش کرد تا دوچرخه‌سوار پیشتاز را دوباره بگیرد.
  • Ein unerwarteter Ausreißer gewann die Etappe.یک پیشتاز غیرمنتظره مرحله را برد.