aussagen
شهادت دادن، اظهار داشتن، دلالت داشتن بر
Bedeutungen
1
vor + Dativ / über + Akkusativ / gegen + Akkusativ
در دادگاه یا نزد پلیس شهادت دادن یا اظهارات رسمی کردن
- Der Zeuge hat heute vor Gericht ausgesagt.شاهد امروز در دادگاه شهادت داد.
- Sie weigerte sich, gegen ihren Ehemann auszusagen.او از شهادت دادن علیه شوهرش خودداری کرد.
2
Akkusativ / über + Akkusativ
چیزی را بیان کردن، حاکی بودن از، دلالت داشتن بر کیفیت یا حقیقتی
- Diese Zahlen sagen viel über die wirtschaftliche Lage aus.این آمار و ارقام دلالت زیادی بر وضعیت اقتصادی دارند.
- Seine Miene sagte nichts über seine wahren Gefühle aus.حالت چهرهاش چیزی درباره احساسات واقعیاش نشان نمیداد.