der Ausschuss

Aussprache: /ˈaʊ̯sʃʊs/
Worttrennung: Aus·schuss
اسم

کمیته، کمیسیون، کالای معیوب

Bedeutungen

1

گروهی از افراد که برای بررسی، تحقیق یا انجام وظیفه‌ای خاص منصوب شده‌اند؛ معمولاً در سازمان‌ها، پارلمان‌ها یا کنفرانس‌ها.

  • Der Ausschuss wird den Vorschlag prüfen.کمیته پیشنهاد را بررسی خواهد کرد.
  • Sie wurde in den Finanzausschuss gewählt.او به کمیته مالی انتخاب شد.
  • Der Ausschuss tagt nächste Woche.کمیسیون هفته آینده جلسه دارد.
2

کالایی که معیوب است، استانداردهای لازم را ندارد و قابل استفاده نیست؛ ضایعات.

  • Diese Ware ist Ausschuss und kann nicht verkauft werden.این کالا معیوب است و قابل فروش نیست.
  • Die Fabrik produziert viel Ausschuss.کارخانه ضایعات زیادی تولید می‌کند.
  • Der Ausschuss wurde aussortiert.کالای معیوب جدا شد.