das Ausschalten
خاموش کردن، از کار انداختن
Beispiele
- Das ''Ausschalten'' des Fernsehers, um mal Zeit für ein gutes Buch zu haben, fällt vielen schwer.خاموش کردن تلویزیون برای اینکه زمانی برای یک کتاب خوب داشته باشیم، برای بسیاری دشوار است.
خاموش کردن، از کار انداختن