der Ausschlag

Aussprache: /ˈaʊ̯sʃlaːk/
Worttrennung: Aus·schlag
اسم

جوش، بثورات پوستی، انحراف عقربه (دستگاه)

Bedeutungen

1

تغییر قابل مشاهده در بافت یا رنگ پوست، معمولاً ناشی از بیماری، آلرژی یا تحریک.

  • Nach dem Kontakt mit der Pflanze entwickelte er einen juckenden Hautausschlag.پس از تماس با گیاه، او دچار یک جوش خارش‌دار پوستی شد.
  • Der Kinderarzt untersuchte den Ausschlag auf dem Arm des Babys.پزشک اطفال بثورات پوستی روی بازوی نوزاد را معاینه کرد.
  • Ein roter Ausschlag kann ein Symptom für verschiedene Allergien sein.یک جوش قرمز می‌تواند نشانه‌ای از آلرژی‌های مختلف باشد.
2

انحراف یا تغییر موقعیت عقربه یا نشانگر در ابزارهای اندازه‌گیری (مانند آمپرمتر، فشارسنج).

  • Der Ausschlag des Zeigers auf der Skala zeigte den hohen Druck an.انحراف عقربه روی مقیاس، فشار بالا را نشان می‌داد.
  • Ein starker Ausschlag des Messinstruments deutete auf einen Defekt hin.یک انحراف شدید در ابزار اندازه‌گیری، نشان‌دهنده نقص بود.
  • Der Ausschlag der Nadel auf dem alten Radio war schwer zu lesen.انحراف سوزن روی رادیوی قدیمی به سختی قابل خواندن بود.