die Ausspannung
استراحت، فراغت؛ جذب مشتری رقیب
Bedeutungen
1
زمان استراحت و فراغت از کار یا فعالیت؛ فرصتی برای تجدید قوا.
- Nach der anstrengenden Arbeit genossen wir eine wohlverdiente Ausspannung.پس از کار طاقتفرسا، از استراحتی شایسته لذت بردیم.
- Die Ausspannung am Wochenende hilft mir, neue Energie zu tanken.استراحت در آخر هفته به من کمک میکند تا انرژی تازهای بگیرم.
- Wir machten eine kurze Ausspannung, bevor wir die Reise fortsetzten.قبل از ادامه سفر، استراحت کوتاهی کردیم.
2
در تجارت و بازاریابی، به عمل جذب مشتریان یا بازار یک رقیب اشاره دارد.
- Die neue Marketingkampagne zielt auf die Ausspannung der Kunden des Konkurrenten ab.کمپین بازاریابی جدید با هدف جذب مشتریان رقیب طراحی شده است.
- Die Ausspannung von Marktanteilen ist ein wichtiges Ziel.جذب سهم بازار (از رقبا) یک هدف مهم است.
- Durch bessere Preise gelang dem Unternehmen die Ausspannung vieler Kunden.شرکت با ارائه قیمتهای بهتر موفق به جذب بسیاری از مشتریان (رقبا) شد.