die Ausweiskontrolle
کنترل مدارک شناسایی، بازرسی کارت شناسایی، کنترل گذرنامه
Beispiele
- Der Polizeibeamte führte eine ''Ausweiskontrolle'' der Passagiere durch.افسر پلیس یک کنترل مدارک شناسایی از مسافران انجام داد.
کنترل مدارک شناسایی، بازرسی کارت شناسایی، کنترل گذرنامه