die Auszehrung
تحلیل رفتگی، فرسودگی، لاغری مفرط
Bedeutungen
1
وضعیت ضعف شدید بدنی و کاهش وزن ناشی از بیماری طولانی مدت، سوءتغذیه یا استرس شدید.
- Die Krankheit führte zu einer starken Auszehrung des Patienten.این بیماری منجر به تحلیل رفتگی شدید بیمار شد.
- Nach der langen Haft litt er unter extremer Auszehrung.پس از زندان طولانی، او از لاغری مفرط رنج میبرد.
- Die Auszehrung war ein sichtbares Zeichen seines Leidens.تحلیل رفتگی نشانه آشکاری از رنج او بود.
2
فرسودگی یا تحلیل رفتن تدریجی چیزی، مانند منابع یا انرژی.
- Die ständige Übernutzung führte zur Auszehrung der natürlichen Ressourcen.استفاده بیش از حد مداوم منجر به تحلیل رفتن منابع طبیعی شد.
- Die Auszehrung der Batterien machte ein Aufladen notwendig.تمام شدن باتریها شارژ مجدد را ضروری کرد.
- Die Auszehrung des Bodens durch intensive Landwirtschaft war offensichtlich.فرسودگی خاک به دلیل کشاورزی فشرده مشهود بود.