der Bäckerladen
نانوایی (مغازه)
Bedeutungen
1
مغازهای که در آن نان و محصولات پخته شده دیگر مانند شیرینیها و کیکها به فروش میرسد.
- Ich kaufe jeden Morgen frische Brötchen im Bäckerladen an der Ecke.من هر روز صبح نانهای تازه را از نانوایی سر کوچه میخرم.
- Der Duft von frischem Brot zog aus dem offenen Bäckerladen.بوی نان تازه از نانوایی باز بیرون میآمد.
- Sie eröffnete einen kleinen, gemütlichen Bäckerladen in der Altstadt.او یک نانوایی کوچک و دنج در شهر قدیمی باز کرد.